نوجوان و بلوغ

پس از پایان یافتن دوره کودکی، فرد وارد مرحله ای می شود که شرایط آن با شرایط دوره ی قبل، بسیار متفاوت است. این دوره، به "دوره نوجوانی" معروف است، که بحرانی ترین، حساس ترین و پرتلاطم ترین دوران زندگی هر فرد به شمار می رود‌. گاهی از این دوره به عنوان دوران "تولد مجدد" و "توفان" هم استفاده می شود.

نوجوان شرایط و توقعات تازه ای دارد که نمی توان آن را با دوره ی قبلی یکی دانست، و خودِ همین تغییر توقعات و خواسته ها، تاثیر زیادی در اختلاف والدین و نوجوان دارد و می تواند خانواده را نیز دچار بحران کند.

اما آنچه در این بین می تواند دوباره خانواده را به حالت تعادل برگرداند و مانع انحرافات نوجوان شود، نحوه ی پاسخ دهی اعضای خانواده نسبت به این تغییرات است.

به عبارتی، بعنوان والد اگر اصرار بر اشتباه بودن خواسته ها و تمکین نوجوان از خود، داشته باشید، بر خلاف قصدی که دارید، نوجوان را از خود دور کرده و او نیز با توجه به فاصله ای که از شما پیدا کرده و نیازی که به حمایت شما دارد (بر خلاف ظاهر مستقلی که نشان می دهد)، و دنیای جدیدی که تازه در آن وارد شده و برای خودش هم بیگانه است، بر اضطراب و استرس وی افزوده شده و واکنش هایش به سمت رفتارهای تکانشی یا به سمت افسردگی می رود.

باید بعنوان والد آگاه باشید که مخالفت ها، جرو بحث های نوجوان، ناشی از تمرد و سرکشی نیست. درک این شرایط و ویژگی ها در پاسخ دهی به آن، تاثیر مثبتی خواهد داشت.


هر مرحله از زندگی، مانند ساختمانی است که روی طبقه دیگر بنا می شود و آن را می پوشاند. اکنون ساختمان زندگی فرزند شما، فقط وارد طبقه جدیدی شده و ساختمان همان است . نگران تغییرات نباشید. شما باید بعنوان والد، تا ساخت کامل ساختمان، حامی باشید و بعد ها با لذت به تماشای ساختمان بنشینید.
ای پدر ای مادر
با زبان خوشِ خود، ذهن من آگاه کنید
تا که دیگر نکنم کارِ خطا را تکرار
مگذارید که الفت ز میان برخیزد
من پریشان شوم و آشفته

ای پدر ای مادر
با کسی هیچ قیاسم نکنید
تا نگیرد دل من رنگ و ریا
نقش من با دیگران یکسان نیست
وضعِ من، وضعیت آنان نیست

ای پدر ای مادر
احتیاجم همه پوشاک و غذا تنها نیست
من به امنیت خاطر، چو غذا محتاجم
من محبت ز شما می خواهم