مرگ عشق رمانتیک در رابطه (۱)

پایان عشق رمانتیک و آغاز نبرد قدرت

همیشه نحوه آشنایی زوج ها قبل از ازدواج،از سوالاتی است که در کلینیک از آنها می پرسم و شرح حال های متفاوت و متضادی را می شنوم. بعضی ها با شور و شوق و عشق آتشین، رابطه را شروع کرده اند و ﺑﻌﻀﯽ دﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﯾﮏ دوﺳﺘﯽ آرام و ﻣﻨﻄﻘﯽ و ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﺗﻔﺎوت ﻫﺎ.

ﺗﻔﺎوت ﻫﺎ و ﺗﻨﻮع ﻫﺎ در ﻧﺤﻮه ﺗﺸﮑﯿﻞ راﺑﻄﻪ، ﭼﺮا ﻫﺎی ﺟﺎﻟﺒﯽ را ﺑﺮاﯾﻢ ﻣﻄﺮح ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و اﺣﺴﺎس ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭘﺎﺳﺦ اﯾﻦ ﭼﺮا ﻫﺎ ﺷﺎﯾﺪ اوﻟﯿﻦ ﺳﺮﻧﺦ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﻮی ﻧﯿﺎزﻫﺎی رواﻧﯽ ﮐﻪ در واﻗﻊ ﺷﺎﻟﻮده و ﭘﺎﯾﻪ ازدوج ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮرﺟﻮاب ﻣﻌﻤﺎی ﺟﺎذﺑﻪ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ (ﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ).

ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻋﻤﯿﻖ ﺗﺮ ﺷﺪن درک از ﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺑﺴﯿﺎری ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻧﺘﺎﯾﺞ ارزﺷﻤﻨﺪی ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ِ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺪام از آﻧﻬﺎ ﺑﺨﺸﯽ از ﺟﻨبه ﻫﺎی ﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ را ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ. اﻣﺎ اﯾﻦ ﭘﺮﺳﺶ اﺻلی، ﮐﻪ واﻗﻌﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰی ﺷﺪت و ﻋﻤﻖ اﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ را ﮐﻪ در ﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ را ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽ دﻫﺪ ﺑﯽ ﺟﻮاب ﻣﺎﻧﺪه اﺳﺖ (ﮐﻪ واﻗﻌﺎ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻣﺠﺰاﯾﯽ را ﻣﯽ ﻃﻠﺒﺪ ).

ﺳﻮال ﻣﻬﻢ ﺗﺮ اﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ اﯾﻦ ﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ در راﺑﻄﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ آﯾﺪ و از ﮐﺠﺎ ﻧﺒﺮد ﻗﺪرت ﺑﯿﻦ زن و ﺷﻮﻫﺮ در راﺑﻄﻪ ﺷﺮوع ﻣﯽ ﺷﻮد (ﻗﻄﻌﺎ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد زﻣﺎن دﻗﯿﻘﯽ را ﭘﯿﺸﮕﻮﯾﯽ ﮐﻨﯿﻢ ).
زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ زن و ﻣﺮد ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ازدواج ﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ دوﺳﺘﺎن ﺛﺎﺑﺖ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺑﻪ ازدواج ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ دﯾﮕﺮ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﻨﺪ؛ در واﻗﻊ راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﻫﺮ دو ﺑﻪ راﺑﻄﻪ واﻗﻌﯽ و ﺗﻨﮕﺎﺗﻨﮓ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد و آنﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ اﻟﺒﺘﻪ ﮐﻤﯽ واﻗﻊ ﺑﯿﻨﺎﻧﻪ تر ﺑﯿﻦ ﺷﺎن ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽ آﯾﺪ. ﺑﻄﻮر ﮐﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ از اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺷﺎدی آﻓﺮﯾﻦ ﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ از آﻧﺠﺎ ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻓﺮد ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺧﻮد ﻧﮕﺎه میﮑﻨﺪ و ﺗﻤﺎم. ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎی “ﻣﺎﻣﺎن” و “ﺑﺎﺑﺎ” را و ﺗﻤﺎم ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎی ﻣﻨﻬﺎی ﺑﺨﺶ ﻫﺎی ﺳﺮﮐﻮب ﺷﺪه ی وﺟﻮد ﺧﻮدش را در او ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ.

فرایند نبرد قدرت

زوج زﯾﺮ ﯾﮏ ﺳﻘﻒ ﻣﯽ روﻧﺪ و ﻧﺎﮔﻬﺎن ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻌﺸﻮﻗﺸﺎن ﺑﺎﻫﻮش، جذاب، ﺧﻮش ﮔﺬران و…ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﺗﻮﻗﻌﺎت و اﻧﺘﻈﺎرات دﯾﮕﺮ را ﻧﯿﺰ ﺑﺮآورده ﮐﻨﺪ. ﺣﺎﻻ ﺑﺮﺧﯽ از اﯾﻦ اﻧﺘﻈﺎرات ﺧﻮد آﮔﺎه ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺷﺨﺺ از آﻧﻬﺎ آگاه ﻫﺴﺖ اﻣﺎ اﻏﻠﺐ ﻧﺎﺧﻮد آﮔﺎﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻮد ﻓﺮد ﻫﻢ دﻟﯿﻞ اﯾﻦ ﻃﻠﺐ ﻧﯿﺎز را ﻧﻤﯽ داﻧﺪ و ﮐﻢ ﮐﻢ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﻧﺒﺮد ﻗﺪرت ﺑﯿﻦ زن و ﺷﻮﻫﺮ آﻏﺎز ﻣﯽ ِﺷﻮد، آﻧﻘﺪر ﺧﺰﻧﺪه و ﺑﯽ ﺻﺪا ﮐﻪ ﺧﻮدﺷﺎن ﻫﻢ ﻣﺘﻮﺟﻪ وارد ﺷﺪن ﺑﻪ اﯾﻦ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮند.

ﺑﻪ ﻣﺤﺾ اﯾﻨﮑﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮک ﺷﺮوع ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﺴﯿﺎری از اﻓﺮاد اﯾﻦ ﭘﯿﺶ ﻓﺮض را دارﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﺷﺎن ﺧﻮد را ﺑﺎ ﯾﮏ ﺳﺮی رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺧﺎص آﻧﻬﺎ (ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺪرت ﻫﻢ ﺑﻪ زﺑﺎن آورده ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ) وﻓﻖ ﺧﻮاﻫﺪ داد. ﺣﺎﻻ در اﯾﻦ ﺑﯿﻦ ﯾک سری اﻧﺘﻈﺎرات را از ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ دارﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺎص ﺗﺮﺑﯿﺖ و ﻣﺨﺘﺺ ﺧﺎﻧﻮاده ﺧﻮد اوﺳﺖ ﮐﻪ در آﻧﺠﺎ رﺷﺪ ﮐﺮده و ﺑﺰرگ ﺷﺪه ِاند، ﻣﺜﻞ ﻧﺤﻮه ﮔﺬراﻧﺪن ﺗﻌﻄﯿﻼت در ﯾﮏ روز ﯾﺎ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮف ﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﻮﻫﺮ و… اﯾﻦ ﻗﺒﯿﻞ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﻨﺒﻌﯽ از ﺗﻨﺶ در ازدواج و راﺑﻄﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﻧﺪ.

اﻣﺎ ﺗﻮﻗﻌﺎت و اﻧﺘﻈﺎراﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ از ﺗﻮﻗﻌﺎت ﺧﻮد آﮔﺎه اﻫﻤﯿﺖ دارﻧﺪ و اﺛﺮ ﺑﺮ روی راﺑﻄﻪ دارند و ﺷﺮوع ﻧﺒﺮد ﻗﺪرت ﺑﯿﻦ زن و ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، آﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه و ﺑﯽ آﻧﮑﻪ ﺧﻮد ﻧﯿﺰ از آن اﻃﻼع داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ وارد راﺑﻄﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. اوﻟﯿﻦ و ﻋﻤﺪه ﺗﺮﯾﻦ اﯾﻦ ﺗﻮﻗﻌﺎت اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮش او را ﺑﺎﯾﺪ دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد و ﺑﻪ او ﻋﺸﻖ ورزی ﮐﻨﺪ، آن ﻫﻢ ﺑﻪ ﺻﻮرﺗﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﭘﺪر و ﻣﺎدرش ﻫﺮﮔﺰ او را دوﺳﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ و ﻫﻤﺴﺮش ﺑﺎﯾﺪ ﻧﯿﺎزﻫﺎ و اﺣﺘﯿﺎﺟﺎت ﺑﺮآورده ﻧﺸﺪه ﮐﻮدﮐﯽ او را ﺑﺮآورده ﮐﻨﺪ (ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ زﺑﺎن اﮐﺜﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﻢ اﯾﻦ ﻃﻮر ﻧﯿﺴﺖ و ﻗﺒﻮل ﻧﺪارﯾﻢ اﻣﺎ در ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻮﻗﻊ را از ﻫﻤﺴﺮﻣﺎن دارﯾﻢ).

اﯾﻦ ﺗﻮﻗﻌﺎت ﯾﮑﯽ از دﻻﯾﻠﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ را داﻣﻦ ﻣﯽ زدﻧﺪ. ﯾﻌﻨﯽ ﻓﺮد در روﯾﺎی رﺳﯿﺪن ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﻮﻗﻌﺎت و ﻫﯿﺠﺎﻧﺎﺗﯽ ﮐﻪ از ﻓﮑﺮ ﮐﺮدن ﺑﻪ آﻧﻬﺎ داﺷﺖ، ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻋﺸﻖ رﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﻣﯽ ﺷﺪ.

ﺣﺎﻻ ﮐﻪ راﺑﻄﻪ ﻇﺎﻫﺮا اﻣﻦ ﺷﺪه و زوج ﺑﻪ وﺻﺎل رﺳﯿﺪﻧﺪ ﺑﻪ اﺻﻄﻼح ﯾﮏ “ﮐﻠﯿﺪ رواﻧﯽ” در ﻋﻤﻖ ﻣﻐﺰ (ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه) زده ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺗﻤﺎم آرزوﻫﺎی ﭘﻨﻬﺎن دوران ﮐﻮدﮐﯽ را ﻓﻌﺎل ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﮔﻮﯾﺎ ﯾﮏ ﮐﻮدک زﺧﻤﯽ وآزرده از درون ﮐﻨﺘﺮل اوﺿﺎع را در رابطه ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﺷﺨﺺ ﻣﻘﺎﺑﻞ (ﻫﻤﺴﺮ) در زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ ﭼﻘﺪر ﺗﻼش ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺣﺎﻟﻢ را ﺧﻮب ﮐﻨﺪ.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ زن و ﺷﻮﻫﺮ ﯾﮏ ﻗﺪم از ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ و ﻣﻨﺘﻈﺮ واﮐﻨﺶ ﻫﻤﺪﯾﮕر ﻫﺴﺘﻨﺪ و اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺗﺪرﯾﺞ اﺗﻔﺎق ﺑﯿﻔﺘﺪ.

اﻣﺎ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ ﻗﻄﻌﯿﺴﺖ اﯾﻦ است، زﻣﺎﻧﯽ زوج ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ از ﻫﻢ دور ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻌﺪاد ﻣﺎﺳﺎژﻫﺎ ، ﺗﻌﺪاد ﯾﺎدداﺷﺖ ﻫﺎی ﻣﺤﺒﺖ آﻣﯿﺰ و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر از دﻓﻌﺎت ﻋﺸﻖ ﺑﺎزﯾﺸﺎن ﮐﺎﺳﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ (ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ) .

در واﻗﻊ ﺑﻪ اﺻﻄﻼح ﺟﯿﺮهﺑﻨﺪی ﻋﺸﻖ آﻏﺎز ﺷﺪه ﺑﯽ آﻧکه ﺧﻮد ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﺗﺎ اﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﺗﻮان سه ﻋﻠﺖ ﻋﻤﺪه ای ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺮوع ﺷﺪن ﻧﺒﺮد ﻗﺪرت ﺑﯿﻦ زن و ﺷﻮﻫﺮﻣﯿﺸﻮد را ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:
– رﻓﺘﺎرﻫﺎ و اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺳﺮﮐﻮب ﺷﺪه ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ را ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
– ﺑﺮ ﺟﺮاﺣﺖ ﻫﺎ و زﺧﻢ ﻫﺎی ﮐﻮدﮐﯽ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﯽ اﻓﺰاﯾﻨﺪ ( در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻇﺎﻫﺮا ﺑﺎ دﯾﺪ ﻣﺴﮑﻦ بر آﻧﻬﺎ ازدواج ﮐﺮدﻧﺪ)
– ﺻﻔﺎت و وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ﻣﻨﻔﯽ ﺧﻮدﺷﺎن را ﺑﺮ روی ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻓﺮاﻓﮑﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺗﻤﺎم اﯾﻦ رد و بدل های روانی، ناﺧﻮدآﮔﺎه ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻓﻘﻂ آﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﺧﻮدآﮔﺎه اﺣﺴﺎس ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ اﺣﺴﺎس ﺳﺮدرﮔﻤﯽ، ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ، اﺿﻄﺮاب، ﻧﮕﺮاﻧﯽ، اﻓﺴﺮدﮔﯽ و ﻏﯿﺮ دوﺳﺖ داﺷﺘﻨﯽ، ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﮐﺎﻣﻼ ﻃﺒﯿﻌﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮل این ﻧﺎرﺿﺎﯾﺘﯽ ﻫﺎ را ﻫﻤﺴﺮش ﻣﯽ داﻧﺪ. ﭼﻮن ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﻮد او ﺗﻐﯿﯿﺮی ﻧﮑﺮده اﺳﺖ و او ﻫﻤﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ و اﯾﻦ ﻫﻤﺴﺮش اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮده اﺳﺖ.

ادامه دارد….

این مقاله را به اشتراک بگذارید

آخرین مقالات

معایب ازدواج سفید چیست
مقالات

معایب ازدواج سفید چیست

در مقاله ازدواج سفید چیست گفتم که در جلسات زوج درمانی یا مشاوره قبل از ازدواج

ازدواج سفید چیست
مقالات

ازدواج سفید چیست

در جلسات زوج درمانی یا مشاوره قبل از ازدواج بارها پیش اومده که وقتی میپرسم

استرس قبل از ازدواج
مقالات

استرس قبل از ازدواج

بارها در بین مراجعینی که در پروسه ازدواج هستن و وارد جلسات مشاوره شدن، شاهد