فرمول رابطه موفق زناشویی (٣)

در مقاله “ فرمول رابطه موفق زناشویی ٢ ” گفتیم که تبادل و بیان احساسات مثبت با کمک معادله ٣ =١+١، شرط ضروری برای تداوم رابطه با کیفیت است و باعث می شود که زن و شوهر با مشکلات، بهتر روبه رو شوند.

تمام مواردی که در مقاله قبلی بیان شدند، در نهایت برای ایجاد همان شیب ملایم در زندگی مشترک هستند ( قرار شد نه با سرعت زیاد و نه با سرعت پایین بلکه با یک شیب ملایم ولی پیوسته به تقویت رابطه بپردازیم).

پس با انرژی بیشتر از قبل به سراغ مقاله ” فرمول رابطه موفق زناشویی ٣ ” می رویم.

فرمول رابطه موفق زناشویی(٣)

 
در زندگی مشترک تقریباً هیچ مشکلی کم اهمیت نیست. حتی کوچک ترین درگیری های روزمره هم می تواند برای رابطه مخرب باشد. مخصوصاً اگر تکرار شوند. اما با تمام این ها، زن و شوهر نمی توانند درباره همه چیز به تفاهم کامل برسند.

پس لازم است در بعضی موارد دست از تغییر همسرمان برداریم و تفاوت ها را بپذیریم. کم کم متوجه می شوید که اگر هر کس به نوبه خود تلاش کند و فقط به دنبال تغییر طرف مقابل نباشد، مشکلات زناشویی راحت تر حل خواهند شد.

در این مقاله یاد می گیرید که بجای بحث و درگیری از چه روش های دیگری برای عمیق تر شدن رابطه تان استفاده کنید.

اولین مرحله که در مقاله قبلی توضیح داده شد، همان اثبات آرام و شفاف خود است ( عدد ١ خود).

شما در این روش در واقع از رفتار و عملکرد همسرتان که باعث ناراحتی شما شده، انتقاد می کنید نه از خودِ او (در این مقاله بیشتر با اثبات خود آشنا می شوید).
مرحله دوم این است که روی پیش داوری هایی که درباره همسرتان یا زندگی زناشویی دارید، کار کنید. پیش داوری یعنی آنچه گمان می کنیم که در فکر دیگری می گذرد (رادیوی انتقاد درونی از خود یا دیگران).

در چنین شرایطی لازم است کنار اثبات عدد ١خود، افکار خود را هم با همسرتان در میان بگذارید و از او هم بخواهید همین کار را انجام دهد. یعنی احساسات خود را شفاف بیان کنید و محتوای فکر همسرتان را هم بررسی کنید تا مانع پیش داوری شما شود.

تا اینجا در واقع سعی کردید که که هر دو همدیگر را درک کنید و رفتار بهتری از خود نشان دهید و در نهایت به تقویت رابطه ( عدد ٣ ) پرداختید.

تقریباً هیچ راهی برای اجتناب از بوجود آمدن این اختلافات در رابطه نیست چون کاملاً بین دو انسان متفاوت طبیعی هستند.
پس هنر این است که وقتی زن و مرد وارد یک رابطه جدی می شوند، هر دو باید مسئولیت تبدیل این اختلافات را به منبعی برای عمیق تر کردن رابطه شان بپذیرند.

حالا در ادامه با ذکر مثال، بیشتر برایتان روش ها شفاف خواهد شد.
زن وشوهری را فرض کنید که عاشق همدیگر هستند، اما مشکلاتی وجود دارد که تکرار آنها، روی کیفیت رابطه شان تأثیر منفی گذاشته است.

مرد اغلب اوقات لباس هایش بطور نامرتب پخش و پَلا است و زن چندین مرتبه بابت این مسئله گله و شکایت کرده و مرد با بی تفاوتی از آن رد شده است. نمونه ای از دیالوگ آنها این چنین است؛
زن: میتوانم با تو صحبت کنم؟
مرد: بله عزیزم، موضوع چیه؟
زن( با لحنی تند): خودت خوب میدونی، مشکل من نامرتب بودن توست.
مرد: حالا مگه چی شده؟
زن: تو به من اهمیت نمی دهی، تا حالا چند مرتبه درباره این موضوع با تو صحبت کردم.
مرد(با حالت کمی بی تفاوتی): مشکل فقط همینه؟ اگر فقط با این کار من خوشحال می شوی من لباس هایم را مرتب می کنم.

شبیه چنین دیالوگ هایی احتمالاً برای شما هم پیش آمده باشد.

نکته ( مهارت ارتباطی)

می بینیم که درخواست زن شفاف و مستقیم نیست و با کنایه صحبت می کند ( لحن شما تأثیر زیادی در همراهی همسرتان دارد نه صرفاً تکرار غلط آن درخواست).

نکته بعدی در دیالوگ این است که زن از ضمیر “من” استفاده نمی کند و با استفاده از ضمیر “ تو” احساس متهم بودن را به شوهرش القا می کند.

درواقع می توانم بگویم وقتی احساسی که دارید، به گردن شخص دیگری می اندازید گویا با کلمات به فرد مقابل حمله می کنید ( مثلاً نا مرتبی تو باعث عصبانیت من شده است) طبیعی است که فرد مقابل هم به اصطلاح، احساسِ خطر می کند و با کلمات به دفاع از خود می پردازد یا حتی از موضوع فرار می کند. در واقع یک واکنش طبیعی در برابر خطر.

نکته بعدی در دیالوگ این است که زن هیجان و احساس خود را بیان نمی کند و همدلی در صحبت هایش نیست و سعی نمی کند که مرد را هم درک کند ( به عدد ١مرد احترام نمی گذارد و نه به عدد ١خود).

نتیجه این که زن نتوانسته است خود را به آرامی اثبات کند و این قدر این مشاجره های کوچک ادامه پیدا می کند و روی هم انباشته می شود تا رابطه به یک بمب ساعتی تبدیل می شود.

اگر در این مثال زن نمی تواند خود را به آرامی اثبات کند به دلیل پیش داوری های منفی است که درباره همسرش دارد. درواقع وقتی رفتار ما بصورت تهاجمی می شود به این معنی است که نه تنها بَلد نیستیم ارتباط برقرار کنیم، بلکه درباره خود یا همسرمان یا رابطه، پیش داوری منفی هم داریم.
حالا سراغ مثال مان می رویم و در اینجا نحوه درست را می بینیم.

زن: اگر وقت داری می خواهم چند دقیقه با تو صحبت کنم؟ (مطمئن شوید وقت همسرتان خالی است)
مرد: بله حتماً عزیزم
زن: با وجود اینکه چند بار درباره این موضوع صحبت کردیم اما می بینم که لباس هایت در جای خودشان آویزان نیستن ( توصیف شفاف از نامرتب بودن) میدونم برای این که صبح ها سر وقت به محل کارت برسی، نگرانی و عجله داری ( همدلی و پیش فرض مثبتاما دوست دارم بدونی که این کار من را عصبانی می کند و احساس خدمتکار بودن می کنم ( بیان هیجان با ضمیر “من” ). ممنون میشم ازت قبل به سر کار رفتن، سعی کنی لباس هایت را آویزان و مرتب کنی ( راه حل مثبت) این طور من هم بیشتر احساس آرامش و احترام می کنم ( بیان هیجان مثبت).

حالا برای بررسی افکار همسرش، زن این گونه بهتر است ادامه دهد؛
زن: من احساس می کنم اصلاً اهمیت نمی دهی که چقدر این موضوع برای من مهم است و اهمیت نداره بقیه روز اعصاب من خورد باشد. این طور احساس بدرد نخور بودن می کنم. آیا تو هم همین طور فکر می کنی؟ ( بررسی محتوای افکار همسرش)
مرد: اگر من نسبت به تو ا حساس به درد نخور بودن داشتم، نمی توانستم تمام این سال ها کنارت باشم ( بیان شفاف احساساتش). فکر نمی کردم موضوع تا این حد برایت مهم باشد، از این به بعد بیشتر سعی می کنم ( همدلی). در دوران مجردی هم مادرم مدام به دنبال من، مشغول مرتب کردن وسایلم بود و من عادت به سهل انگاری کردم همین. و الا قصدم آزار تو نبود.

احتمالاً این نوع دیالوگ و اِعمال دو روش اثبات خود و بررسی افکار همدیگر، بیشتر باعث تغییر شود، اما لحن قبلی قطعاً خیر.

اصلاً فکر نکنید برای این که احساس خوشبختی در زندگی مشترک کنید باید ارزش های کاملاً مشترکی داشته باشید. تفاوت در ارزش ها دربین زن و شوهر طبیعی است.

یعنی در مثال ذکر شده، نیاز نیست که مرد به نظم، حالت وسواس گونه پیدا کند یا زن مانند مرد نسبت به مرتب بودن لباس ها بی تفاوت باشد. همین که سعی کنند به عدد ١ یکدیگر احترام بگذارند و همدیگر را درک کنند، احتمال
زیاد، راهی برای اتمام این مدل بحث های تکراری پیدا می کنند. مثلاً توافق می کنند که مرد بخشی از خریدهایی که به عهده زن بود را انجام دهد و زن هم به مرتب کردن لباس ها بپردازد.

روش دیگری که کمک می کند رابطه به جر و بحث تکراری کشیده نشود، نظم بخشیدن به خواسته ها و انتظارات است.

سعی کنید نظمی به انتظارهای خود و همسرتان بدهید.



یعنی بدانید کدام انتظارات شما توسط همسرتان می تواند انجام شود، کدام ها انجام نخواهند شد و در کدام موارد همسرتان تلاش خود را خواهد کرد.
مثلاً می توانید فهرستی از انتظارات خود تهیه کنید و آنها را به همسر خود بدهید و از او بخواهید هر کدام از خواسته های شما را در یکی از سه ستون؛
 آنچه می تواند انجام دهد
” آنچه نمی تواند انجام دهد
” آنچه می تواند برای آن تلاش کند

کاملاً طبیعی است که شما و همسرتان نتوانید تمام انتظارات هم را برآورده کنید و افراد کمالگرا احتمالاً برای شان سخت باشد که ببینند تمام انتظارات شان انجام نمی شود (قرار است به خودتان کمک کنید که میانه روی شوید).

سعی نکنید همسرتان را تغییر دهید، بهتر است او را درک کنید


امیدوارم با کمک معادله ٣ =١+١ مهارت های عمیق تر کردن رابطه خود با همسرتان را فرا گرفته باشید.

 

 

 

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید

آخرین مقالات

معایب ازدواج سفید چیست
مقالات

معایب ازدواج سفید چیست

در مقاله ازدواج سفید چیست گفتم که در جلسات زوج درمانی یا مشاوره قبل از ازدواج

ازدواج سفید چیست
مقالات

ازدواج سفید چیست

در جلسات زوج درمانی یا مشاوره قبل از ازدواج بارها پیش اومده که وقتی میپرسم

استرس قبل از ازدواج
مقالات

استرس قبل از ازدواج

بارها در بین مراجعینی که در پروسه ازدواج هستن و وارد جلسات مشاوره شدن، شاهد